محمد مانيمحمد ماني، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره
ریحانهریحانه، تا این لحظه: 10 سال و 19 روز سن داره

محمد مانی شیرین ترین پسر دنیا

پشت سر گذاشتن یک مرحله سخت

عزیز دلم ممنون ............دست شما درد نکنه.................سپاسگذارم از همکاریت نمی دونی چه بار سنگینی از دوشم برداشتی 3 دی ماه صبح که از خواب بیدار شدم تو یک تصمیم ناگهانی دیگه پوشکت نکردم .............واقعیت اینه که اصلا امید نداشتم باهام همکاری کنی............... آخه یکبار تو 20 ماهگی و یک بار تو 24 ماهگی چند روزی باهات کار کرده بودم که بی نتیجه بود و مدام می ترسیدم اینبار هم همکاری نکنی. روز اول همان ساعت اول ترتیب فرش مامانی را دادی و بعدش ما گوش بزنگ نیم ساعت به نیم ساعت می بردیمت دستشویی و شما هم ایجازه(جایزه) طلب میکردی که خدارا شکر تو خونه برچسب یا همون عکس برگردون و استیکر یا هر چی دیگه که اسمش را میگذاری داشت...
21 دی 1392

اندر احوالات ما

عزیز دلم اول از همه اینکه نی نی خاله مرجان 28 آذر به دنیا آمد و انشالله که سلامت باشه. بعد هم   سال نو میلادی با تاخیر مبارک باشه. عمه فاطمه که بیمار بود به حمد الله بهتره و البته 2 بار هم بیمارستان بستری شد و روزهای بدی را گذروند.. شب یلدای امسال را خانه خاله فاطمه گذراندیم چون تولدش را که 2 روز بعد و مصادف با اربعین بود می خواستیم جشن بگیریم البته پیش پیش. خدارا شکر شب یلدای خیلی خوبی داشتیم و بهمون خوش گذشت و شما هم کلی شیطنت کردی و شب نمی خواستی برگردی خانه و هی می گفتی من می مونم. شب اربعین بابا عباس مهمان خانه مان بود که شما مثل همیشه کلی ذوق زده بودی و اذیتش هم کردی. روز اربعین هم که مثل هر سال م...
19 دی 1392

گالری عکس

  این عکسهای تولد باباییه که شما بخاطش یک هفته ما را کچل کردی و از بس هر روز میگفتی تولد بابایی ....تولد بابایی از حالت سکرت بودن درش آوردی . هر روز هم به خاله میگفتی تولد بابایی خریدی(کیک تولد بابایی خریدی؟) ماشالله از ناخنک زدن هم که کم نمیگذاری ههههه               اینجا هم پردیس تئاتر تهرانه                  سه شنبه 10 دی ماه 92     ...
15 دی 1392
1